X
تبلیغات
رایتل

˙·٠•●♥حاشیه نویس♥●•٠·˙

منتظر نمان پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده بودن خویش بکوش

سه‌شنبه 11 مهر 1391 ساعت 08:28 ب.ظ

عشق ثروت و موفقیت (داستان)

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»

عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گف
ت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.» 
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست!

بله… با عشقه که میتونید هر چیز یکه می خواهید به دست بیاردید
نظرات (8)
+ ×با خط آبی بروز بخند× http://Blueline.blogsky.com
عالی بود

به منم سر بزن
سه‌شنبه 11 مهر 1391 ساعت 08:32 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه حتما میام...
سلام مرسی که به من س زدی وب جالبی داری با افتخار لینک شدی منو با عنوان وبم بلینک
چهارشنبه 12 مهر 1391 ساعت 09:38 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از حضورت و همینطور شما...
عزیزم وبلاگه خیلی نازی داری
بازم بیا پیشم منتظرتم:)
چهارشنبه 12 مهر 1391 ساعت 06:47 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی باشه حتما میام...
سلام.وبت عالیه دوست خوبم.تبریک میگم
جمعه 14 مهر 1391 ساعت 12:58 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از اینکه اومدی
بازم بهم سر بزن...
سلام وبت خیلی نازه
به منم یه سر بزن و اگه دوست داشتی تبادل لینک کنیم خبر بده
منتظرتم
جمعه 14 مهر 1391 ساعت 05:24 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی لطف داری...
حتما میام. با کمال میل لینک شدید...
سلام.داستان قشنگی بود. منم جای اونا بودم،عشق رو انتخاب میکردم...
شرمنده زودتر نیومدم،از این به بعد حتما زود به زود میام
جمعه 14 مهر 1391 ساعت 11:50 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم...
سلام.موافقم
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 09:48 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.موافقم
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 11:38 ق.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :